تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


٠١:٥٧  

‎دلم میخواد یه نفر باشه كه موقع دلقك بازی درآوردن من یهو محكم بغلم كنه بگه میدونم دلت گرفته! اشكالی نداره الان میتونی ول كنی اشكاتو كه آروم بشی. یكی كه هی پا پیچم نشه كه وای چرا گريه میكنی یا بخواد سین جیمم كنه كه اِلا و بلا بگو چی شده. یكی كه وقتی گریم تموم شد و خندیدم اونم بدون هیچ سوالی بخنده و اصلا به روی خودشم نیاره كه من همونی ام كه چند دقیقه پیش تو بغلش گريه میكردم.
‎
+ دلم میخواد جمعه برم فیلم Loving رو ببینم ولی فك كنم باید تنهایی برم

ادامه مطلب  

اگزیستانس  

روبروی ضریح نماز میخواندم ، صدای گريه ی نوزاد بلند شد ... همیشه صدای گريه ی نوزادها نگرانم میکنه ، اینکه اون ها از چیزی ناراحتن یا چیزی مییخوان که نمیتونن به ما حالی کنن و هم اینکه ما اونهارو نمیفهمیم همش برام عذاب آوره ... در این جور مواقع فقط میخوام که هرجوری هست بچه رو راضی کنم که دیگه گريه نکنه... اما...
اما امروز این صدای گريه ، پر از معناهای نو بود .... میخواستم ادامه بدهد، باز هم گريه کند .... گريه ی نوزاد پر از زندگیست .. پر از معنای وجود ... اصلا ا

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

آتشنشان...  

چقدر سخت میگذره این لحظات
چقدر دلم پره
چقدر دلم گريه میخواد...
دوست دارم بشینم جلوی تلویزیون و گريه کنم...
متاسفانه مهدی نشسته :|
و دریغ از یِ جو......الله اکبر
برگشته میگه داری گريه میکنی؟ خب من به این بشر چی بگم؟ اه
خداروشکر که دارن پیدا میشن...
خدایا واقعا شکرت
:(
#قرآنی_کِ_سالم_بود

ادامه مطلب  

58  

در رابطه با پست ٣١ام،میخواستم بگم رسیدم به اون وزن ایده ال تو ارزوهام كه ٤٥كیلو بود.به لطف حرص خوردنای اخیر و دم به دیقه گريه كردن و استرس و حالت تهوع و همه اینا.٤٥یی كه داش حتی به ٤٤هم نزدیك میشد و من خوابشم نمیدیدم!و در جواب اونایی ك میگن وای چقد لاغر شدی میتونم ی لبخند تلخ بزنم.چرا اینجوری شد؟

ادامه مطلب  

چهره اصلى اسلام ناب محمدى / آنتى اسلام  

وقتى دوازده سالم بود با دوستام مى رفتیم به مسجد محلمون ، یه آخوند بود تو اون مسجد كه وقت نماز همه پشتش نماز مى خندیم ، خیلیا هم اونجا قبولش داشتن به عنوان یه آدم خوب و صالح كه مى تونه راهه درستو به بچه هامون نشون بده .طبق معمول نزدیك نماز مغرب بود و من با چنتا از دوستام رفتیم مسجد واسه نماز مغرب ،حاج آقا محمدى (آخوند محلمون) هم داشت با چند نفر صحبت مى كرد ، چند وقتى بود كه محسن (دوستم) تو خودش بود و بعضى اوقات هم گريه مى كرد و هر چقدر هم كه دلیله گر

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

287  

شب رفتنت آنقدر گريه کردم که دیگر چشم های سوی دیدن نداشت آنقدر اشک از چشمانم ریخت که دیگر اشکی از چشمانم نمی آمد تو که رفتی من فقط شدم گريه... تمام من انس شد با گريه تو رفتی و من هنوز گريه میکنم با تمام خاطرات خوبی که با تو داشتم... تقصیر تو نیست اگر تو رفتی و من گريه کردم تقصیر تو نیست اگر تو ندیدی من چشمانم به راهی که تو رفتی پیر شد تقصیر تو نیست آخر تو نبودی که ببینی آخر تو رفته بودی مقصر تو نیستی که هرجا کم میارم یاد تو می افتم خدایی را لعنت میکنم

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

مهارت زندگی : و خداوند سکوت را آفرید...  

و خداوند سکوت را آفرید
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن .
سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی.
سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گريه درون.
سکوت، در خود گريه دارد ولی گريه، با خود سکوتی ندارد.
سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ،
موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان.
هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست،
بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هااست.
بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار،
به اسـم حق السکوت، می فروشند
بعضـــی بـــا سکوت آنقدر دشمنند که


ادامه مطلب  

 

 
داشتم یکسری تحقیقات برای لکچرم اماده میکردم. مادرم بنابه عادت سرزدن شبانگاهی اش امد اتاق. سر صحبت باز شد نگرانی هایم را بازگو کردم از وضع گهی که در ان بسر میبرم گوشه ای را بازگو کردم سعی کردم گريه نکنم ولی کردم. ناگهان خواهرم از خواب پرید. از مادرم میپرسید فلانی گريه میکند؟ از این به بعد خواهرم هم اضافه شد به لیست کسانی که نباید بفهمند گريه میکنم. طفلک من..  حس من و خواهرم بیشتر به حس مادری شبیه است. بخاطر شاغل بودن مادرم من بزرگش کرده ام در غی

ادامه مطلب  

روزهایی که به سختی میگذرد  

سلام بچه ها.
این روزا خیلی واسم سخت میگذره.
از طرفی برای تموم شدن درسم لحظه شمارمیکنم..از طرفی توی کارم حسابی تحت فشارم.مشتری های نفهمی که به پست ادم میخوره‌.
خلاصه اینکه امشب اونقد تحت فشار قرار‌گرفتم که ناخواداگاه گریم گرفت.
گريه ای چند دقیقه ولی با رد شدن کل زندگیم جلو چشمم.
گريه بخاطر کل زحمتایی که کشیدم و اخرش اینشد.گريه ای بابت کل فشارایی که بهم وارد میشه‌
این دومین باره که بخاطر فشارا گریم میگیره.
خدایا خودت کمکم کن این شرایط رو تغییر

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گريه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داری ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گريه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

٠١:٦٢  

هنوز ذهنم درگیره این فیلمه Manchester by the sea از دیشب تا حالا. به قول "س.اِ" خیلی حرف خوبی زد كه گفت كل این فیلم سر این بود كه تو هرچقد هم كه آدم یبس و بیخیالی باشی بازم یچیزایی هست كه بتونه تا ته تو رو بسوزونه. خب راست میگه. فیلم یه تراژدیه هولناك بود كه اونقد بازیگراش خوب بازی كرده بودن كه تبدیل به یه درام شاهكار شده بود. یه درام تلخ كه آدم توش غرق میشه. نشون میداد چجوری یه اشتباه بزرگ تمام زندگی آیندتو تحت تاثیر قرار میده و هیچ راهی هم برای جبرانش نیست

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داری.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گريه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گريه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گريه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

فروشگاه  

الان خوابی و کنار منی . وقتی رسیدیم دم آسانسور گفتی یه حرف خصوصی باهام داری.. و بعد گفتی یعنی درد دل ..یکم بعد گفتی یعنی یه چیز گريه دار ..خندم گرفت از اینکه بازم چه درخاستی داشتی که من گوش ندادم .. وقتی رسیدیم صدام کردی اتاقت و گفتی من فکر میکردم همه عین ماان.. بعدش گريه کردی..  گفتی تو فروشگاه یه پیرمرد  فقط یه بسته پنیر خریده بود که حتی برای خرید اون هم پولش کافی نبود ..  و بعد صدای گریت بلندتر شد.. منم از گريه تو گریم گرفت . گفتی  هر چی اصرار میکرده

ادامه مطلب  

جفا کردم...  

همیشه دلیل گريه ضعف آدما نیست.
تو دلیل گريه های من را سالها مردانه جنگیدنم باور کن
استقامت های بی حد و حصرم که حتی مجالی برای دخترانه هایم ندادم تا قدری صورتی بنگرند.
شاید بی خبری... ولی علی الحساب این را از من بپذیر که به خودم جفا کردم
به بغضی که در گلویم خانه کرده بود
به اشک هایی که همیشه در چشمانم قندیل بستند.
به قلبم  ... 
 
نوشته از : کبری نارکی نژاد

ادامه مطلب  

دارمت دوست ، دوست جان  

سلما ؟
اگه نداشتمت من تموم این شب گريه ها ، دلتنگی ها،غر زدنا،خستگی ها،دل گرفتگی ها، رو پیش کی میبردم ؟کی واسم از خوب بودن خدا و مهربونیش حرف میزد ومن  پیشش بدون هیچ دغدغه ای گريه میکردم ؟کی برام از حسین ِ فاطمه میگفت؟کی حالم ُ وسط همه ی ِ روزای سخت خوب میکرد؟
سلما؟حیفه اون آدمایی که ندارنت..که نمیدونن چه خوب رفیقی هستی واسم.که نمیدونن چه الماسی هستی تو قلبم ..
 
+و ان یکاد برامون بخونید (: 

ادامه مطلب  

حرفهایی از کنکور 95 تا ترم 2  

خب کنکور 95 ک گذشت حالم خوب بود ...منتظر نتیجه ی خوبی بودم :)
گذشت و نتایج امد...عددی که رو صفحه دیدم خیلی با انتظاراتم فرق داشت...داشتم میمردم از غصه...
تا صبح بیدار موندم و فقط خیره بودم همین...
مامانم تا صبح گريه کرد...تا خود صبح ها...صبح که دیدمش فقط بهش میگفتم شرمنده تم...
الانم که دارم مینویسم داره گريه م میگیره...خیلی دوران بدی بود...خیلییییی
چند روز بعد که مشغول انتخاب رشته شدیم من همه ش میگفتم میخوام بمونم پشت کنکور بازم...
مامانم به حدی ازم عصبانی

ادامه مطلب  

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیَا  

دلم آشوبه ام را بغل گرفتم و به پناهگاهم رفتم.سر به ضریح گذاشتم و به حال خودم گريه کردم. بلند گريه کردم و پاکستانی ها و عربها و ترکهای بالای سرم را به گريه انداختم.. حضرت نوازشم کرد و گفت دخترکِ سرماخورده ی دوست داشتنی.. اشک ریختم که درک و شعور دارم که به دم دستی ها راضی نشدم و بلد نبودم احمق باشم و گاهی حماقتهای باور نکردی داشته م.. آه از حماقت و ندانستن های من. اشک ریختم که سادگی ها کردم ..اشک ریختم برای خوب بودنم برای تحملم برای صبوری هایم.. اشک ری

ادامه مطلب  

وَ أَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِی عَنْ قَلِیلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْیَا  

دلم آشوبه ام را بغل گرفتم و به پناهگاهم رفتم.سر به ضریح گذاشتم و به حال خودم گريه کردم. بلند گريه کردم و پاکستانی ها و عربها و ترکهای بالای سرم را به گريه انداختم.. حضرت نوازشم کرد و گفت دخترکِ سرماخورده ی دوست داشتنی.. اشک ریختم که درک و شعور دارم که به دم دستی ها راضی نشدم و بلد نبودم احمق باشم و گاهی حماقتهای باور نکردی داشته م.. آه از حماقت و ندانستن های من. اشک ریختم که سادگی ها کردم ..اشک ریختم برای خوب بودنم برای تحملم برای صبوری هایم.. اشک ری

ادامه مطلب  

اولين ولنتاين  

تو نوشتن به خوبی سارا نیستم ولی میخوام امروزمونو تعریف كنم سارا امروز صبح از اصفهان رسیده بود .ما چند روزی بود كه قرار گذاشته بودیم كمتر با هم حرف بزنیم و دیر به دیر همدیگر رو ببینیم. قبل از شروع شدن امتحاناش بهش قول داده بودم اگه همه ی درساشو قبول شه یه جایزه پیش من داره ، و اون در كمال ناباوری تو ترم اول همه ی درساشو قبول شده بود  ولنتاین هم كه افتاده بود یه ماه بعد از امتحاناشبه خاطر همین من از ٢-٣ هفته ی پیش دنبال یه كادوی مناسب واسه ی قبول ش

ادامه مطلب  

 

آخ آخ آخ آخ ......
خیلی دوست دارم بعد مرگم به هر کس که دلم خواست یه جمله بگم اونوقت ......
به پدرم که سر خاکم اومده میگفتم : گريه نکن مرد گريه نمی کنه ......
به مادر میگفتم : فدای اشکات پاشو برو به زندگیت برس یه بچه دیگه هم دارى...
به دوستامم میگفتم : گريه نکنید رفیقتون راحت شد ......
ولی به عشقم ......
بهش میگفتم : هیچکس اندازه تو آزارم نداد هیچکس اندازه تو دلمو نشکست ......
بیخودی اشک نریز نمیبخشمت ......
 

ادامه مطلب  

 

درتنهایی خود لحظه ها را برایت #گريه کردمدر بی کسیم برای تو که #همه کسم بودی گريه کردمدر حال #خندیدن بودم که به یاد خنده های سرد و تلخت گريه کردمدر حین #دویدن در کوچه های زندگی بودم که ناگاه به یاد لحظه هایی که بودی و اکنون #نیستیایستادم و #آرام گريه کردمولی اکنون #می خندم آری میخندم به تمام لحظه هایی که به خاطرت اشک هایم راقربانی کرد

ادامه مطلب  

خوابای خوب  

دیشب خونه نیما اینا بودم بعد یه چند ساعت ترس از تصادف خونه رسیده بودیم و یکم دورهمی حرف زدیم از نامزد من پرسیدن یکم خندیدیم
شب که خوابیدم فک نمیکردم انقد خواب خوبی ببینم 
تو خواب دیدم شهره اومد تو بغلم گريه میکرد و بوسم کرد یادم نمیاد چرا همچین کاری میکرد ولی خیلی خوشحال بودیم بعد رفتیم پیش بابای من شهره به طور عجیبی داش میخندید منم تو خواب داشتم دعا میکردم خواب نباشه خلاصه خیلی خواب خوبی بود از خواب که پاشدم از خوشحالی نمیدونستم چیکار کنم و

ادامه مطلب  

زیر بارانی که نیست...  

دوست داشتن کار سختیست...
دوست داشتن ترس دارد...ترس از دست دادن...ترس جدایی...ترس وابستگی...
ترس اینکه نکند اشتباه دوست داشته ای...
دوست داشتن کار راحتی نیست...
من میگویم:تا نگاهت در نگاهش نیفتاده...تا با صدایش دلت نلرزیده...تا نگاهش
دلت را نلرزانده نمیتوانی دوست داشته باشی...
دوست داشتن سخت است...
سخت است که نکند سوم شخصی وارد دونفری هایتان بشود و همه چیز عوض
شود...
دلتگی هایش...بی قراری هایش...دعواهایش سخت است...
اگه گم بشم...میای پیدام کنی..؟
اگه گريه کنم...

ادامه مطلب  

دلنوشت  

وقتی کسیو داشتی که با خنده هات بخنده با گريه هات گريه کنه از همه چی بگذره به خاطر پیش تو بودنوقتی به شوخی جونتو قسم میخوری ولی اون عصبانی میشه وقتی ناراحتی، پیشش خوش حال ترینی وقتی میدونی و مطمئنی هیشکی جز تو واسش مهم نیس وقتی یهو یه کارایی میکنه سورپرایز شی وقتی هرروز عشقش بهت ثابت میشه وقتی اولین تجربه هات با اونه وقتی بهش اعتماد داری و بهت از هرکی بیشتر اعتماد داره وقتی بدون این که چیزی بگی، میفهمتت و میدونه چی میخوای بگی بدون اون آدم همون

ادامه مطلب  

چمه  

شب كه میشه ضربان قلبم شروع میشه استرس تمام جونم رو می گیره و نفسم در نمیاد بی خوابی می زنه به سرم و تا دم دمای صبح عین جغد بیدارم
دلم می خواد گريه كنم شاید آروم بگیرم نمیشه؛دلم می خواد داد بزنم شاید نفسم مرتب شه؛نمیشه! بدجور كلافه ام؛ تمام تنم می لرزه؛انگار یك ترس و ناآرومی بدی افتاده به جونم
تا اینكه بالاخره بخوابم...بعدش كه بیدار شم هم سرگیجه و سوزش معده امونم نمیده؛
اینجا رو نبینید كه سراسر غر می زنم؛ تو دنیای واقعی حتی نزدیكترینهامم نمی دو

ادامه مطلب  

136  

یکم پیش نزدیک نیم ساعت گريه کردم

ادامه مطلب  

خاک و میهمان ،تشییع جنازه و مجلس ختم،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

خاک و میهمان
مراسم تشییع جنازهشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)........................................ای خاک نگر اینک،جانم به تو میهمان استاین نور دو چشمانم،دیگر به تو میهمان استای خاک پذیرا شو،میهمان جدید آمدتو خورده نگیر از او،یک فرد جدید آمدامشب به درون تو،مهمان بود او آریباشد شب اول در ،قبرش گل من آریآیند ملک ها و، پرسند سئوال از اواز دین و خدا پرسند،اعمال نکوی اوگویند بگو جانم،از خالق و از ربتبر گو ز دین خود،پیغمبر و آئینتگویند امامت کیست،ای ب

ادامه مطلب  

the fault in our stars  

فکر کنم نیم ساعت گذشته و من هنوز موفق نشدم جلوی گريه ام رو بگیرم.
بهتون میگم چرا، اما با قول بدین که نمیخندین!قول دادی ها!
اما
من دارم برا فیلم the fault in our stars گريه میکنم،برای همه ی ادم هایی که هرگز نخواستن سرطان داشته باشن و دارن...
خب،فکر کنم حتما کتابش رو باید بگیرم،فکر کنم تا چند ماه بتونم توی جوش باقی بمونم...
پیشنهاد میکنم حتما فیلمش رو ببینید،حتما.
جمله ای از فیلم:"تو این قدرتُ نداری که انتخاب کنی آسیب ببینی یا نه،ولی میشه انتخاب کرد که کی با

ادامه مطلب  

the fault in our stars  

فکر کنم نیم ساعت گذشته و من هنوز موفق نشدم جلوی گريه ام رو بگیرم.
بهتون میگم چرا، اما با قول بدین که نمیخندین!قول دادی ها!
اما
من دارم برا فیلم the fault in our stars گريه میکنم،برای همه ی ادم هایی که هرگز نخواستن سرطان داشته باشن و دارن...
خب،فکر کنم حتما کتابش رو باید بگیرم،فکر کنم تا چند ماه بتونم توی جوش باقی بمونم...
پیشنهاد میکنم حتما فیلمش رو ببینید،حتما.
جمله ای از فیلم:"تو این قدرتُ نداری که انتخاب کنی آسیب ببینی یا نه،ولی میشه انتخاب کرد که کی با

ادامه مطلب  

شاعر شکست خورده طوفان واژه هاست  

به نام خدا
خوبه وقتی آدم حالش گرفته است، این مدلی شعر بخونه و گريه کنه. یه استادا تو دوره کارشناسیمون میگفت: بعضیام هستند که وقتی حالشون گرفتست روضه و شعر غمگین گوش میدند و های های گريه میکنن. اخلاص گريه بر امام حسین چنان در کار این بندگان خدا بیداد میکنه ...
http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=24401
با اشک‌هاش دفتر خود را نمور کرد ذهنش ز روضه‌های مجسم عبور کرد در خود تمام مرثیه‌ها را مرور کردشاعر بساط سینه زدن را که جور کرد احساس کرد از همه عالم جدا شده‌

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1