تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

مرثیه حضرت زهرا(س)به انتخاب حاج مجیدطاهری  

شب گريه های غربت مادر تمام شدزینب (س) به گريه گفت که دیگر تمام شدامشب اذان گريه بگوید بگو، بلالسلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شدطفلان تشنه، هروله در اشک می کنندایام تشنه کامی مادر تمام شدآن شب حسن (ع) شکست که آرام تر ! حسین (ع)چشم حسین (ع) گفت : برادر! تمام شدتا صبح با تو استن حنانه ضجه زدمحراب خون گریست كه منبر تمام شدزاینده است چشمه ی زهرایی رسولباور مكن که سوره ی کوثر تمام  شدباور مكن كه فاطمه (س) از دست رفته استباور مکن حماسه ی حیدر تمام شدزهرا (س)

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

اسكيزوفرني، حرفام با دوست خياليم...  

-یادت نیست چقد ازش بد میگفتی ؟ تو همین وبلاگ چقد ازش بد نوشتی +اره نوشتم، واقعی هم بود ، مثلا بضی اوقات پیامامو میخوند ج نمیداد -خب حالا هم كه ولت كرده، +خودتم میدونی، به اجبار ولم كرد، البته نه هنوز كامل، ولی ،-ولی ولت كرد دیگه،+اره- ... +عاشقشم،، بفهم اینو،- الان تو بفهم ، به موضوع چی كار داری ، عاشقت بود، كله دنیا خراب میشد رو سرش تورو ول نمیكرد اونم به این بهونه ت خ م ی!+ هر روز به یادش گريه میكنم ، اخه اولین بار بود عاشق میشم ، حسه عاشقی نسبت به

ادامه مطلب  

Keep Smailing  

من نمیدانم !
درکم از تاثیر گريه ام بر مادر.
و لبخند غمم بر پدر .. 
هیچ است 
اما . میتوان فهمید که چه آشوبیست در دلشان
وقتی که  غمی بر دل داری ..
#خودخواه_نباشیم
بخند در جوارشان که لبخندت در کنارشان همچون جواهری با ارزش است 
 
پ.ن: در خلوتت گريه کن :) فقط ناموسا بپا بابا و مامان نبیننت خدایی ناراحت میشن 
توعم هرکز خودتو نمیبخشی..
 

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

دفتر  

دفتری بود که گاهی من و تومی نوشتیم در آناز غم و شادی و رویاهاماناز گلایه هایی که ز دنیا داشتیممن نوشتم از تو:که اگر با تو قرارم باشدتاابدخواب به چشم من بیخواب نخواهد آمدکه اگر دل به دلم بسپاریو اگر همسفر من گردیمن تو را خواهم برد تا فراسوی خیالتا بدانجا که..تو باشی و من و عشق و خدا!!!تو نوشتی از من:من که تنها بودم با تو شاعر گشتمبا تو گريه کردمبا تو خندیدم و رفتم تا عشقنازنیم ای یارمن نوشتم هر باربا تو خوشبخترین انسانم…ولی افسوسمدتی هست ...که دی

ادامه مطلب  

اولين ولنتاين  

تو نوشتن به خوبی سارا نیستم ولی میخوام امروزمونو تعریف كنم سارا امروز صبح از اصفهان رسیده بود .ما چند روزی بود كه قرار گذاشته بودیم كمتر با هم حرف بزنیم و دیر به دیر همدیگر رو ببینیم. قبل از شروع شدن امتحاناش بهش قول داده بودم اگه همه ی درساشو قبول شه یه جایزه پیش من داره ، و اون در كمال ناباوری تو ترم اول همه ی درساشو قبول شده بود  ولنتاین هم كه افتاده بود یه ماه بعد از امتحاناشبه خاطر همین من از ٢-٣ هفته ی پیش دنبال یه كادوی مناسب واسه ی قبول ش

ادامه مطلب  

دلنوشت  

وقتی کسیو داشتی که با خنده هات بخنده با گريه هات گريه کنه از همه چی بگذره به خاطر پیش تو بودنوقتی به شوخی جونتو قسم میخوری ولی اون عصبانی میشه وقتی ناراحتی، پیشش خوش حال ترینی وقتی میدونی و مطمئنی هیشکی جز تو واسش مهم نیس وقتی یهو یه کارایی میکنه سورپرایز شی وقتی هرروز عشقش بهت ثابت میشه وقتی اولین تجربه هات با اونه وقتی بهش اعتماد داری و بهت از هرکی بیشتر اعتماد داره وقتی بدون این که چیزی بگی، میفهمتت و میدونه چی میخوای بگی بدون اون آدم همون

ادامه مطلب  

136  

یکم پیش نزدیک نیم ساعت گريه کردم

ادامه مطلب  

خاک و میهمان ،تشییع جنازه و مجلس ختم،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

خاک و میهمان
مراسم تشییع جنازهشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)........................................ای خاک نگر اینک،جانم به تو میهمان استاین نور دو چشمانم،دیگر به تو میهمان استای خاک پذیرا شو،میهمان جدید آمدتو خورده نگیر از او،یک فرد جدید آمدامشب به درون تو،مهمان بود او آریباشد شب اول در ،قبرش گل من آریآیند ملک ها و، پرسند سئوال از اواز دین و خدا پرسند،اعمال نکوی اوگویند بگو جانم،از خالق و از ربتبر گو ز دین خود،پیغمبر و آئینتگویند امامت کیست،ای ب

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گريه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

یاد گرفتم  

 تو نگران نشو…!!!!امشب همه چیز رو به راه استهمه چیز …….. باورت می شود ؟دیگه یاد گرفته ام شبها بخوابم ” با یاد تو ”…تو نگرانم نشو!…همه چیز را یاد گرفته امراه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته امیاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم!یاد گرفته ام که هق هق گريه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم!یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشییاد گرفته ام ….نفس بکشم بدون تو……و به یاد تویاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودنو جای خالی ات را

ادامه مطلب  

شفیع محشر فاطمه،شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)  

فاطمه شفیع محشرشاعر و مداح اهل بیت رسول چهارمحالی(ساقی)............................................ای شفیع روز محشر،دل ربای مرتضیای امید قلب حیدر،دخت پاک مصطفیای که در روز جزا،گیری تو دست بی نوامهر آن پرونده را،امضا کنی تو از سخاتو خریداری به گوهر های،اشک روضه هامی خری گريه کنان ،خامس آل عبااندرون روضه ها،هر گوشه هر جا بوده ایمی شناسی گريه کن،سینه زن هم بوده ایخرج روضه از دو دستان شما برکت گرفتچای روضه از سخا و لطف مادر دم گرفتکاش ما هم خرج روضه ،فاطمیه می شد

ادامه مطلب  

دوباره مطلبی ناب از سری تحقیقات من  

 
شهید 16 ساله ی غواص .....مسعود شادکام
صاحب این عکس کوچکترین عموی من هست. خالق شادترین لحظات کودکی من… وقتی برای بار نمی دونم چندم، عروسکمو از دست پسرا نجات می داد و دوباره گلوشو با کوکهای درشت برام می دوخت. می گفت “عمو گريه نکن، ببین مثل اولش شد” بعد دوباره نگام می کرد می گفت ” وقتی گريه می کنی خوشگل می شی ها…چونت می لرزه”. به قول خالد حسینی آدما گاهی یه جا می مونن برا همیشه و من حس می کنم هنوز تو اتاق زیرزمین خونه مادربزرگم موندم و هنوز دارم ب

ادامه مطلب  

دوباره مطلبی ناب از سری تحقیقات من  

 
شهید 16 ساله ی غواص .....مسعود شادکام
صاحب این عکس کوچکترین عموی من هست. خالق شادترین لحظات کودکی من… وقتی برای بار نمی دونم چندم، عروسکمو از دست پسرا نجات می داد و دوباره گلوشو با کوکهای درشت برام می دوخت. می گفت “عمو گريه نکن، ببین مثل اولش شد” بعد دوباره نگام می کرد می گفت ” وقتی گريه می کنی خوشگل می شی ها…چونت می لرزه”. به قول خالد حسینی آدما گاهی یه جا می مونن برا همیشه و من حس می کنم هنوز تو اتاق زیرزمین خونه مادربزرگم موندم و هنوز دارم ب

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گريه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گريه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

 

از توی کوچه صدای شیون می آید .  صدای آهنگم را بلند میکنم ولی صدای گريه شان انگار دارد توی مغزم پلی میشود . مامان گريه میکند ، بابا راه میرود و فحش میدهد ، علی هی میگوید تف به این روزگار و محمود که معنی از دست دادن را میداند هی میرود پشت پنجره و هی به من میگوید بیچاره بچه هاش ... من دارم فریدون اسرایی گوش میکنم و توی دلم عزاداری میکنم برایش . برای تمام زن هایی که اینطور مظلومانه مردند و به هیچ جای دنیا برنخورد . توی خانه ی ما هر کس برای چیزی ناراحت اس

ادامه مطلب  

عاشقانه ی باران . . .  

 
 
به نامت
       یا حبیب من لا حبیب له
 
...
 
از عاشقانه های امیرالمومنین بر مزار هستی اش:
لا خیر بعدک فی الحیاة . . .
 
...
 
اگر خون گريه کنم بر مظلومیتتان هم، ذره ای در برابر اقیانوس خون دل خوردن هایتان و تنهایی تان نیست مولای من...
 
...
 
السلام علیکِ یا صدیقة الشهیدة یا مولاتی یا فاطمة الزهراء...
 
 

ادامه مطلب  

لعنت به این خودازار  

شما که سواد داری،لیسانس داری،روزنامه‌خونیبا بزرگون می‌شینی، حرف میزنی، همه‌چی می‌دونیشما که کله‌ت پُره، معلّم مردم گنگیواسه هرچی که می‌گن جواب داریدر نمی‌مونیبگو از چیه که من، دلم گرفته؟راه میرم دلم گرفتهمی‌شینم دلم گرفتهگريه می‌کنم، می‌خندمپا میشم، دلم گرفته

ادامه مطلب  

 

ساعت تنها دقیقه هایی از نُه شب گذشته و از جمع سه نفره خونه،  تنها من بیدارم.
خب این یعنی تنهایی... 
من و شال قرمزی که روی تخت افتاده. 
من و یک عکس از مزرعه آفتاب گردان که نقاش برف ها فرستاده. 
من و جوابی که دادم: مَحرمه 
دوسش دارم! 
من و دلخوری بی دلیل و مزخرفم. 
من و سیبی که گاز میزنم. 
من و گريه های امپراطور 
من و آهنگ برف آمد. 
من و صدای پی ام:
خوشحالیت آرزومه 
 
+اینجا چند قدم مانده به دوردست 

ادامه مطلب  

 

عصری داشتم به این فک میکردم ک خب بلاخره یه روزیم خوشیای من میرسه
دیگه قرارم نیس ک تا ابد من همینطور افسرده باشم..روح و جسمم مریض باشه
خدا وعده داده بعد سختیا اسونی ای هم هس
دلمو صاف کردم برای این خواستگار
اما وقتی اومدن فقد رو ب اسمون کردم و با گريه ب خدا گفتم چرا با من اینطوری میکنی؟
درونم یه ام کلافه اس کــــلافه و بی قرار..اما ظاهرم بیخیال
نمیدونم چی میخام ...بهتره ب چیزایی ک نمیخام فک کنم.

ادامه مطلب  

جای خالی خیلی چیزها  

 
واکنش انسانها نسبت به فقدان و از دست دادن چیزی کاملا متفاوت است. حالا فرقی نمی کند این چیزی که از دستش می­دهند عضوی از خانواده باشد یا تکه ای از وسایل خانه اش !
برای مثال همین یخچال که توی خانه همه ما هست.تصور کنید یک روز از خواب بلند شویم و ببینیم یخچالی که تا دیشب کنج آشپزخانه بود، یکهو ناپدید شده ست. واکنش انسانها نسبت به این موقعیت متفاوت است .
دسته ای از مردم بلافاصله با دیدن جای خالی آن عزیز از دست رفته شیون و گريه راه می اندازند. به احترا

ادامه مطلب  

باید بگویم آنقدر ژلوفن بخور که خوابت ببرد ...  

مامان ها وقتی یکدفعه در اتاق بچه هایشان را باز میکنند و یک لیوان چایی،یا یک بشقاب کیک یا میوه دستشان است دو حالت بیشتر ندارد...یا بچه شان دارد کار مهمی انجام میدهد یا خودشان کار مهمی با آنها دارند...در اتاقم باز شد و من کار مهمی انجام نمیدادم که مامان وارد شد.با یک بشقاب میوه یا یک لیوان چایی یادم نیست.فقط مامان وارد شد و گفت میخواهد یک راز به من بگوید.رازی ک همه ی مامان ها یک روز باید به دخترانشان بگویند.نشست روبرویم و آرام شروع کرد به حرف زدن:دخ

ادامه مطلب  

باید بگویم آنقدر ژلوفن بخور که خوابت ببرد ...  

مامان ها وقتی یکدفعه در اتاق بچه هایشان را باز میکنند و یک لیوان چایی،یا یک بشقاب کیک یا میوه دستشان است دو حالت بیشتر ندارد...یا بچه شان دارد کار مهمی انجام میدهد یا خودشان کار مهمی با آنها دارند...در اتاقم باز شد و من کار مهمی انجام نمیدادم که مامان وارد شد.با یک بشقاب میوه یا یک لیوان چایی یادم نیست.فقط مامان وارد شد و گفت میخواهد یک راز به من بگوید.رازی ک همه ی مامان ها یک روز باید به دخترانشان بگویند.نشست روبرویم و آرام شروع کرد به حرف زدن:دخ

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گريه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

نفس کشیدن تو قوطی ِ دربسته از اینکه پروانه م مکدرم میکرد . .  

وقتی حالم خوب نیست فرق داره با وقتی که عصبانیم!  وقتی عصبانیم شنیدن صداها برام غیر ِ قابل ِ تحمله. . .اما وقتی ناراحتم بغض دارم.  . بغض دارم و فقط سکوت میکنم. . 
مثلاً وقتی بابا حرف میزنه گوش میدم با لبخند ولی نمیتونم حرفی بزنم. . 
و هی نفس ِ عمیق میکشم که دستم رو نشه. . نهایتا وقتی بابا میره بیرون و مطمئن میشم هیچ کس خونه نیست راه میرم ُ گريه میکنم ُ حرف میزنم.  . 
خوبه که خونه م اگه خوابگاه بودم این لحظه ها

ادامه مطلب  

میشه  

_ قول بده هیچوخت فراموشم نمی کنی حتی اگه زندگی بخاد! حتی اگه مجبورت کنن ! 
میگی نمیکنی ینی واقعا نمی کنی؟  نکنه یه روز صبح از حواب پاشیو یادم نیفتی ! نکنه خنده هام نکنه گريه هام نکنه حالت چهره م چشام فراموشت شه! چیزایی که من هیچوخت یادم نمیره ! قدت، حالته چشات ، غمه تو چشات ، نگاهت ، خنده هات ، دستاتتت یادم نمیره ! میشه یادت نرم؟ حتی به زور زمان؟ میشه صبا، میشه شبا، میشه هر لحظه ، وسط روز، سر کار، موقع بیکاری ، یادم بیفتی؟ میشه فراموشت نشم؟ میشه دو

ادامه مطلب  

سخنی با سهراب  

سهراب گفتی:
" زیرباران باید رفت... چشمها را باید شست... جور دیگر باید دید "چشمها راشستم ،باز هم دیده همان
جور دیگر نگرم.باز هم جمله همانجز دو رنگی و دروغجز غم و غصه و تلخی
  هیچ بر دیده من سایه نیفکند هرگزپس چه شد آن همه توصیف قشنگت سهراب.دورهء تلخ فریبدورهء رنگ سیاه است سهراب.دورهء این همه نامردی هاست.تو اگر می بودی ؛دوره را می دیدیباز هم گفته تو باران بود
تو بگو امروزی
عشق را دیروزی
به چه سان باید یافت
به چه سان باید خواند
وصف زیبایی عشق خود را
چ

ادامه مطلب  

 

از اول فکر کردم :)
به خودم به رفتارم :)
به تصمیمام به هدفام :)
به دوستام به خانواده ام :)
به اینکه نباید حبس بشم تو گذشته و حالی که به میل بقیه آینده مو بسازه :)
به تو که قطعا  دیگه این همه انرژی رو واست هدر نمیدم :)
موهام دوباره بلند شدن فرفریاشم مرتب شده ،پوستم دوباره جون گرفته،شاد تر از قبلم 
هرروز ورزش میکنم و میرقصم ،رژ لب جیگری و پررنگ میکشم یه مداد چشم ضد اٻ خریدم 
 و عمرا هر شب گريه کنم :| دوباره از صبح زود بیدارم و شبا ساعت ده میخابم :)))
دوباره

ادامه مطلب  

۳۲۵-..........  

خیلی وقته نه عکسای پاییزی داریم نه برفی... نه روزای تولدامون میشه با هم کیک بخوریم نه سیزده به درا با هم سبزه بندازیم تو آب...خیلی وقته که ولنتاین فقط یه روزه از پشت سیم تلفن.. یادم نمیاد منم دنبال سورپرایز کیک قلب قلبی برا این روز باشم... یا دغدغه ی جشن سالگرد عروسی و عقدمونو داشته باشم...خیلی وقته که روزای ما شدن چهار روزِ سریع به سرعتِ باد..کلی عجله ای و بازم صبر برای چند روز بعدی.. مناسبتا که میشه دلم اندازه ی همه ی دلای تنهای دنیا میگیره...دلم دا

ادامه مطلب  

۳۲۵-..........  

خیلی وقته نه عکسای پاییزی داریم نه برفی... نه روزای تولدامون میشه با هم کیک بخوریم نه سیزده به درا با هم سبزه بندازیم تو آب...خیلی وقته که ولنتاین فقط یه روزه از پشت سیم تلفن.. یادم نمیاد منم دنبال سورپرایز کیک قلب قلبی برا این روز باشم... یا دغدغه ی جشن سالگرد عروسی و عقدمونو داشته باشم...خیلی وقته که روزای ما شدن چهار روزِ سریع به سرعتِ باد..کلی عجله ای و بازم صبر برای چند روز بعدی.. مناسبتا که میشه دلم اندازه ی همه ی دلای تنهای دنیا میگیره...دلم دا

ادامه مطلب  

خواب قشنگ  

چقدر خواب ببینم که مال من شده ایو شاه بیت غزل های لال من شده ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغضجواب حسرت این چند سال من شده ای چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟تو ناسروده ترین بیت فال من شده ایچقدر لکنت شب گريه را مجاب کنمخدا نکرده مگر بی خیال من شده ایهنوز نذر شب جمعه های من اینستکه اتفاق بیفتد حلال من شده ایکه اتفاق بیفتد کنارتان هستمبرای وسعت پرواز بال من شده ایمیان بغض و تبسم میان وحشت و عشقتو شاعرانه ترین احتمال من شده ایمرا به دوزخ بیدار

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داری...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

222_چتر...  

تو چتر داری...برای آسمان ابر گرفتهبرای پنجشنبه های ٱمیدواری!برای عصرهای جمعه اندوه باری...تو همان آخرین خبریهمان که شعر می سازیو نیمه شبها درهای بسته را باز می کنی!صدای تو رمز دارد!و تمام درهای بسته باز می شوند با ترنمت...از تو اشتیاق می آید...و زندگی بدون مرگ در تو موج می زند!که من صدای گرم خنده هایت رادر سومین شهر شنیده ام و مرگ را فراموش کرده‌ام!راستی از تو، تا قله های برفی مه گرفته چقدر راه است؟که مسیر تماشایت ،مرا از قرن هوشمندی به سالهای دو

ادامه مطلب  

ایام فاطمیه  

در و
دیوار 
*کشد از خانه ام آتش زبانه 
                                 بُوَد دریا دردم بی
کرانه
عدو در پیش چشمم ظالمانه
                                زده بر جسم یارم
تازیانه
دو چشم دخترم تر بود
                   گلم از کینه پرپر بود
                                   میان دیوار و در
بود
گل یاسم میان شعله ها افتاد
                   همه دارو ندارم پشت در جان داد
آه..واویلا...
*دلم با درد و ماتم همنشین شد
                      

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1