تمامی مطالب موجود در این سامانه از وب سایت های دیگر و بدون دخالت انسانی جمع آوری شده , لذا تمام مسئولیت آنها بر عهده وب سایت منبع میباشد. مطالب مغایر با قوانین جمهوری اسلامی ایران را از طریق بخش تماس با ما به ما اعلام کنید.


ورود به کانال تلگرام


 

باباچاهی هم چنان جوان و جست و جوگر است
 گفت و گوی پرنیان ِ بیرمی با محمد لوطیج؛ پدیدآورنده ی کتاب «هفتاد گل زرد»، انتشارات سرزمین اهورایی.
  
گفت و گو از: رضا شبانکاره
اشاره: محمد لوطیج؛ شاعر، منتقد و روزنامه نگار ادبی به شمار می رود و دانش­آموخته­ی زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه ملی تهران است. از او در اواسط دهه هشتاد و اوایل دهه نود دو مجموعه شعر و چند کتاب پژوهشی خوانده ایم. کتاب­های منتشر شده لوطیج شامل این کتاب هاست: 1) یک تلفن در قبرم بگ

ادامه مطلب  

جایگاه  

بعضی چیزا ممنوعه س,مث ه عشق ب امین, چون هدف اصلی حضورش واسه ی چیز دیگه ست و اشتباهی ختم ب ی چیز دیگه میشه...  حضور امین فقد ب شکل دوست بود,و باید بمونه... وقتی جایگاها قاطی بشه, اینجوری میشه و این اتفاقا میفته.... 
من از امین یاد گرفتم ک میشه سریع جم و جور شد بعده ی اشتباه,یاد گرفتم ک میشه اکتیو بود و خودمون واسه خودمون فان و تفریح درست کنیم, ک خلاق باشیم,هم درس بخونیم هم تفریح داشته باشیم... نباید یادم بره ک ب عنوان دوست کمکم کرد ک ن محمد مناسب من نیست

ادامه مطلب  

15  

یه پسر که گريه بکنه میگن ضعیفه و فلان
یه دختر که گريه کنه 0000هیچی0000
اما من از گريه ی دخترا متنفرم.
احتمال میدم که از اشک ریختنشون خوشم بیاد.
دیگهمیخوامبرمبمیرمازاینکهحرفایدلممبادروغمیگم
متاسفمممکنههمشدروغنباشهولیباخرفایدلممرودروایسیدارمپاییزدارممیامسراغ
تهمونجاوایسادلمبراتتنگشدهیکمبرامخاطرهجمعکنحالمبدهشمعاروشنگوشهیتاقچهنشسته
گلدونحرفایقلبمبهزیربارونوقتیکهچترهستمیشههمدممبهزیربارونحالافقط
یهدستکمدارمدستیکهچتروبگیرهروی

ادامه مطلب  

درک کردن -____-  

یادمه سال اول دبیرستان وقتی دبیر ادبیات پای تخته نوشت : 
خنده ی تلخ من از گريه غم انگیزتر است 
کارم از گريه گذشته است به آن می خندم 
فهمیدم باید سخت باشه حال کسی که کارش از گريه گذشته باشه و میخنده 
ولی دقیق نمیفهمیدم -____-
ولی الان درک میکنم :-( 
+کارم از گريه گذشته است به آن می خندم :'( 

ادامه مطلب  

♫<579>♫  

هیچ یادم میکنی آرام جان خسته ام ؟
هیچ یادم میکنی معشوقه ی ممنوعه ام؟
 
هیچ یادم میکنی شبها که من سرگشته ام ؟
در قرار عاشقی چون موجها گمگشته ام ؟
 
هیچ یادم میکنی آن سان که من یاد توام ؟
از فراق عشق تو چون لاله ای پژمرده ام ؟
 
هیچ یادم میکنی شیرین ترین شهدانه ام ؟ 
ای که شیرینی لبت، شیرین ترین ترانه ام
 
هیچ یادم میکنی ای باده ی جانانه ام؟
ای که عشق تو زده آتش بر این غمخانه ام
 
هیچ یادم میکنی در هجر تو جان داده ام؟
از غم نا دیدنت چون مرده جانان مرد

ادامه مطلب  

برف ِ آبانی  

سلام 
یک عدد پاندای برفی هستم ^____^* خیلی هم ذوق برف دارم 
وااااااااااای که چه برفی باریده اینجا ... از پریشب برف باریده تا امروز صبح
الانم به طور خیلی عجیبی داره بارون میباره :l
هیچی دیگه از پریشب تا الان ندید بدید بازی در آوردم :)))
کلی عکس گرفتم توو این دو روز ... اونقد از در و پنجره آویزون شدم که نگو :)))) 
اونجا هم برف باریده ولی تو مریض شدی :( 
من بمیرم برات که دیشب سرما خوردی و پیشت نیستم که پرستاری کنم :( 
ایشالا که با قرص و دارو رفع شه و ادامه نداشت

ادامه مطلب  

چه کسی برای حسینم گریه می کند؟  

هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) شهادت امام حسین(علیه السلام) و سایر مصیبت های او را به دختر خود، خبر داد؛ فاطمه(سلام الله علیها) سخت گريه نمود و عرض کرد:
-پدر جان این گرفتاری چه زمانی رخ می دهد؟
رسول خدا فرمود: زمانی که من و تو و علی در دنیا نباشیم.
آن گاه گريه فاطمه شدیدتر شد. عرض کرد:
چه کسی بر حسینم گريه می کند، و به عزاداری او قیام می نماید؟
پیامبر فرمود: فاطمه جان زنان امتم بر زنان اهل بیتم، و مردان بر مردان گريه می کنند و در هر سال، ع

ادامه مطلب  

post 12  

سلام عشقم خیلی وقته نیومدم و چیزی ننوشتم ولی به خدای كه میپرستیمش اصلا فرصت نكردم بیام،میدونی هرشب دلم بیشتر و بیشتر واست تنگ میشه میدونی كه خیلی دوست دارم ،میدونم كه میدونی اگه الان بگی بمیر میمیرم،اره؟ پس چرا برنمیگردی پیشم چرا؟ عشقم كار هرشب رو با گريه و غم خلاصه كردی فقط میتونم اهنگ های (زیاد اسد اونم تراك لیم ببوره )رو گوش بدم و به عكسات نگاه كنم  و مث بچه برای دوریت و انتظار اومدنت گريه كنم ،برگرد پیشم و واسه همیشه دستاتو بزار تو دستم و

ادامه مطلب  

 

ماییم و خزانی و دل بی بر و باریگور پدر باغ و بهاری که تو داری!
ای بغض هزاران شبه! ای ابر سخن‌ریزیک وقت بر این خاک ترک‌خورده نباری
جوبار لهیب است غزل‌مرثیه‌ی اشکنگذار بسوزیم در این دوزخ جاری
گاهی قلمی هرزه‌قدم شو که دمادمبیهودگی روز و شبم را بنگاری
بردار و ببر جای دگر هر چه قرار استدر خاک خیانت‌زده‌ی عشق، بکاری
از عرعر و عوعو بنویسید برایمما را چه به زیبایی آواز قناری
هرگز کسی از شاعر بن‌بست نپرسید:غیر از غزلی تیره چه داری که بباری؟
بگذار

ادامه مطلب  

دغدغه هایی که پایه اساس ندارند / لزوم استفاده از تکنولوژی آبگیری از رطوبت هوا ارزان قیمت خانگی  

از کاهش ۸۰ درصدی بارش‌ها تا خالی بودن ۵۴ درصد سدها
در شرایط فعلی هر دو منبع آب کشور یعنی منابع آب سطحی و زیرزمینی در شرایط بحرانی قرار گرفته‌اند. موضوعی که موجب شده وزارت نیرو حتی به فکر واردات آب نیز بیفتد و به نظر می‌رسد که اگر اکنون چاره‌ای برای این بحران نشود در آینده نه چندان دور شاهد ایرانی خشک خواهیم بود.
به‌گزارش ایسنا، وضعیت آبی از ۲۰ سال اخیر تا کنون با یک روند نزولی روبرو بوده و در سال‌های اخیر نیز این شرایط وخیم‌تر شده است، به

ادامه مطلب  

خدای خوب خواب تو کتابم !  

دلم میخواهد سرم را روی شانه مامی ام بگذارم، از تهِ دل هق هق و گريه کنم و بگویم : «نفرین!نفرین کن آن خدالعنت کرده ای را که مرا به این روز انداخت.. نفرینش کن!»
× اما میدانید؟ امروز صبح مامی ام روی شانه ام گريه یِ صدادار کرد(: بخاطر آنچه خدابرسرمان آورده است! فهمیدم نه تنها خدا به درددل من اهمیت نمیدهد،به دل شکسته مامی هم هیچ توجهی نمیکند! پس بهتراست گريه ام را بکنم و باهمین ناامیدی خوشبختی و سعادت و موفقیت آنهائی که دلمان و زندگیمان را نابود کردند

ادامه مطلب  

 

آروم با ناخُنم میتراشم کارتِ شارژ رو و دلم میخواد این خراشیدن یکی دو روز طول بکشه .. بازم با حرفامون دلِ همُ شکستیم . بازم من گريه کردم و تو بغض . لبه یِ کارت شارژ میخوره به دستام . قلقلکم میاد . مثِ همه وقتایی که قهر بودم و ناراحت و قلقلکم میداد . تهش التماس میکردم ک الان میمیرم از خنده زیاد یا دل درد .. ولم کن .. میدونم الان اینُ بتراشم زنگ میزنم بهش و زار زار گريه میکنم و گله یِ خودشُ پیشِ خودش میبَرم . بهش میگم چقدر اذیتم کرده . الان 12 عدد کنار هم جم

ادامه مطلب  

 

من عاشق این *دخترونگی *کردنامم.... عاشق این دنیای *صورتیم*... عاشق دغدغه های *دخترونم*... ست کردن تاپ و دامنام... گشتن تو صد تا مغازه و خرید کردن از همون اولی.. جیغ های از ته دل تو ترن شهربازی.... چیدن لاک های رنگووارنگم،به هم ریختنشون،چیدنشون و باز دوباره.... دور همی هام با دخترای فامیل،پچ پچ های در گوشیمونو یهو بلند بلند خندیدنامون... حرفای *دخترونه* و فحشای پاستوریزه نثار بچه ها و رفقا ... کلکسیون ساختن از رژ لبای رنگارنگم .... سر گذاشتن رو شونه دوستمو ها

ادامه مطلب  

 

وقتى در زندگى هدفى نداشته باشى به هیچ چیز نخواهى رسید .همیشه این سوال كه ارزو و یا هدفت از زندگى چیست، مرا اذیت كرده چرا كه هیچ پاسخى برایشان نداشتم .هدف داشتن یكى از اصلى ترین دغدغه هاى من بوده و هست ،هدف یعنى چه؟ چرا ادمى باید هدف داشته باشد؟ واقعا چه چیزى ارزش ارزو و هدف واقع شدن را در زندگى دارد؟ هیچوقت تكلیفم با خودم معلوم نبوده هیچوقت نفهمیدم چى میخوام از خودم از زندگیم از دنیا ! راستش هیچى منو به وجد نمیاره تو زندگى كه ارزویش را كنم نه از

ادامه مطلب  

 

امشب چی بنویسم از غمام....
میدونی من دیگه حتی ب نوشتن خوشحالیام فکرم نمیکنم...
ی راس میرم سمت غمام...
کاش من الان کربلا بودم...
بدون هیچ مانعی با صدای بلند گريه میکردم...
از اون گريه هایی ک دل ادمو خون میکنه... 
ک خدا دیگه طاقت ناراحتیتو نداشته باشه بگه گريه نکن ببین همه چی داره درست میشه...
این همه غصه خوردنات الکی بودن...
من نمیخام زندگیم خالی باشه...
میخام وجودم ب ی دردی بخوره...
اونقد مینویسم ک فکرم و ذهنم خالی شه از موجای منفی...
اصن فک کنم بهتره منو بز

ادامه مطلب  

درد دل  

درد دل همیشه زیاده ،گريه همیشه هست ،تنهایی ، غم...
ساکتم دلیلش تنهاییه 
شاید اگه یه روز برگرد به گذشته هیچموقع تا اینجا کشش نمیدادم ،بخدا مردم دیگه ، هرشب عذاب هر شب گريه .
خدا نکنه گوشیم زنگ بخوره،شماره ناشناس باشه سکته رو تا نصفه میرم ،خسته شدم دیگه نفس ،بریدم

ادامه مطلب  

 

 
هر روز ، هر شب .. هر ساعت و هر لحظه دستام رو میبرم
با چاقو با كاتر با تیغ و همون درد واقعى رو حس میكنم همون سوزش رو و دلى كه ریش میشه
من نمیخوام اینطورى بشه ذهنم ، به خدا قسم من نمیخوام از ذهنم بگذره اصلا دست من نیست
من مریضم میدونم 
دیگه میخوام گريه كنم 
و حس میكنم تمام شدم
 

ادامه مطلب  

 

تو شهرزاد، قسمت شیشمش باباهه به فرهاد میگه: همیشه از وجود معشوق تو بدن عاشق جا میمونه
حتی اگه همدیگر و ترك كنن... و این بود كه بعد ٢٠ سال گريه افتاد وقتی یاد عشقش كرد
تو هیچوقت عاشق نبودی و خوشحالم برات
چون هیچوقت نفهمیدی وقتی دلم برات تنگ شده چه حسی دارم
وًچقدر منو بازی دادی
دلم برات تنگ شده...

ادامه مطلب  

لیفتراک : نکات ایمنی کار  

کسانی که با لیفتراک کار می کنند باید قوانین ایمنی خاصی را در تمام اوقات رعایت کنند. اپراتورها باید همواره کنترل لیفتراک را حفظ کنند، مدام حواسشان به لیفتراک باشد، و لیفتراک را با سرعت های مناسب با توجه به عملیات خاص و شرایط محیطی برانند. در ادامه برخی از نکات ایمنی کار با لیفتراک ها را با هم مرور می کنیم.
 
بالا رفتن و پایین آمدن از لیفتراک
خطرات احتمالی لیفتراک :
- برخورد سر با قفسه بالای سر
- سُر خوردن، زمین خوردن و افتادن
نکات ایمنی لیفت

ادامه مطلب  

روزنوشت ١٧  

"بهترین طریق پرستش خدا شناخت قوانین طبیعت و استفاده از این قوانین به نحو احسن است."
_جوردانو برونو_
 امروز با یه فرد بسیار جالب آشنا شدم به اسم برونو. یه فیلسوف ایتالیایی که سال400 پیش زندگی می کرده.
ایده ی "بی نهایت بودن جهان" اولین بار توو ذهن برونو شکل گرفت و جالبی داستان اینه که این ایده از یه باور معنوی سرچشمه گرفته: برونو بسیار فرد مذهبی ای بوده و ظاهرا خیلی به خدا ایمان داشته. یکم هم سرش درد میکرده که بره دنبال کتاب های ممنوعه و توو همون کتا

ادامه مطلب  

 

میشود بغلم کنی؟؟محکم،از آنهایی که سرم چفت شود روی قلبت و حتی هوا هم بینمان نباشد...میشود بغلم کنی؟؟دلم تنگ استبرای بوی تنت،برای دستانت که دورم گره شودو برای حس امنیتی که آغوشت دارد...میشود بغلم کنی؟؟هیچ نگویی،فقط روی موهایم بوسه بکاری و بگذاری گريه کنم...و آرام در گوشم بگویی مگر من نباشم که اینجور گريه کنی میشود بغلم کنی؟؟تمام شهر میدانند از تو هم پنهان نیست، من به تو معتادم...

ادامه مطلب  

 

-بغض توو گلوم پیچیده الكی الكی، منتظر یه جرقه م تا بوووووووم منفجر بشم، دلم میخواد گريه كنم راحت شم
-گند زدم به رنگ موهام شدید مثه هویج شدم، میخوام مشكیش كنم
-همش بی حال و خسته م، واقعا حس میكنم بدنم مریضه، نمیتونم زیاد فعالیت داشته باشم
-كاش هیچ كس توو خونه اسممو نمیگفت، الان فقط نیاز دارم كسی كاری به كارم نداشته باشه
-دلم میخواد بشینم سیگار بكشم، سیگار پشت سیگار
-چه روز كثافتی بود امروز
 

ادامه مطلب  

 

غمی دارد دلم شرحش فقط افسانه می‌خواهدبه پای خواندنش هم گريه‌ی جانانه می‌خواهدمن آن ابر پر از بغضم، که هر جایی نمی‌باردبرای گريه کردن، مرد هم یک شانه می‌خواهدشبیه شمع تنهایی که پای خویش می‌سوزددلم آغوش گرم و عشق یک پروانه می‌خواهدبه قدر یک نگاه ساده او را خواستم امابه قدر یک نگاه ساده هم حتی نمی‌خواهد

ادامه مطلب  

عنوان غمی ست در دل ما که عنوان نمی شود  

  داغ بزرگ تر دیدن ، درد بزرگ تر داشتن خوب است .بزرگ تر از چی ؟ بزرگ تر از تو تا تورا به اندازه ی خودش بزرگ تر کند . درد و داغ را می گویم . بزرگ هم که شدی باز بزرگ تر و بزرگ تر .از قبر بی مرده ای که هفت سال بالای سرش گريه می کردم برمی خیزم .فکر میکنم آخرین مزار بود . هرچه فکر میکنم قبربی مرده ی دیگر باقی نمانده که نیاز به اکتشاف ماهیتش باشد . من استاد گریستن بالاسر چنین قبرهایی ام . پخته و سوخته ی این گريه هام .نیامدم صورتحساب گريه ام را نشان بدهم . آمدم

ادامه مطلب  

4  

پنج ساعت گريه کردم...پنج سال نداشتمت...پنج بار گفتم:اشتباه کردم،اشتباه کردم،اشتباه کردم،اشتباه کردم،اشتباه کردم...
که نرفتم...موندم تو این برزخ لعنتی...نرفتم از این شهر...
پایان خیلی چیزا بود در من این گريه ی ممتد...خیلی چیزا...
شاید حتی به مو هام هم پایان بدم...
به تو هنوز بلد نیستم چطوری باید پایان بدم،ولی یاد میگیرم...قول میدم...
 
+محکم بشین دلم
این دور آخره

ادامه مطلب  

دوربین مداربسته تحت شبکه پانورامیک Dahua، بولتی با دید 180 درجه  

دوربین مداربسته تحت شبکه پانورامیک Dahua، بولتی با دید 180 درجه
شنبه 1395.08.01
دوربین مداربسته پانورامیک چندسنسوره داهوا با دید 180 درجه و 6 مگاپیکسل رزولوشن تصویر از خانواده دوربینهای مداربسته بولت بزودی وارد بازار خواهد شد.
دوربین مداربسته تحت شبکه پانورامیک IPC-PFW8601-A180 با استفاده از تکنولوژی اتصال پیوسته تصاویر بصورت زنده، می تواند  تصاویر بدست آمده از 3 سنسور مجزای 2 مگاپیکسلی را تبدیل به یک دید 180 درجه مناسب نماید. این دوربین مداربسته می تواند

ادامه مطلب  

گریه..  

تا بحال شده در شهری که شهر ِ تو نیست گوشه ای بنشینی و گريه کنی بدون اینکه نگاه رهگذر ها برایت مهم باشد؟
گريه کنی.. اشک هایت مثل باران ِ یکریز..مثل سیل  طغیان کنند و از چشم هایت بیرون بریزند و سُر بخورند روی گونه هایت و تو اصلن در برابرشان مقاومت نکنی؟ 
تازه از این گريه کلی هم راضی باشی ..
 من گوشه ای نشسته ام.. ساکت .. با اشک هایم خلوت کرده ام.. گاهی برگی دست شاخه ای را رها می کند و می رقصد و پایین می افتد .. برگ ها موقع افتادن شبیه پروانه هایی هستند که

ادامه مطلب  

عشق معجزه ى توست كه براى بارشش دنبال بهانه ميگردى ...  

هنوز معجزه نازل نشده 
بى تاب بودم 
ناامید بودم
دیروز امام رضا بهم زنگ زد
هق هق گريه سر دادم 
هیچى نگفتم
هیچى نگفت
امید داد
آرومم كرد
من امروز همون درمانده و بى تاب و عاشق و دلخستم
فقط كمى صبورتر ، امیدوار تر ، آروم تر  و مطمئن تر ..،
منتظرت میمونم خدا جون ، منتظر اون روزى كه از سر ذوق میخندم و تو بغلم كردى و تو آسمون دورم میدى 
ببین كفتم ... منتظر اون روزى میمونم كه با خنده هامون عرش رو بلرزونیم ، سه تایى !!!
من و تو و اون و چهارده عشق + ٧ 

ادامه مطلب  

اولدوز  

سنی بود. بیست و یکی دو سال داشت که شیعه شد. دو تا خواهر بودند، هر دوتا شیطون و شوخ. زیاد می خندیدند و و بعد از این که شیعه شدند زیاد گريه کردن هم به خنده هایشان اضافه شد. همیشه برای همه چیز یک شوخی در آستین داشتند. اما کافی بود صدای روضه بلند شود... نظیر گريه هایشان را جایی ندیده بودم! سالهاست دو خواهر شیعه شده اند، آن هم چه شیعه دو آتشه ای که من و امثال من که هفت پشتمان بر این مذهب بوده اند به گردشان نمی رسیم. با همه اینها هنوز هم پدر و مادر نمی دانند

ادامه مطلب  

بارون!  

بعدازظهر بود...
داشتم از مدرسه میومدم
صبحش بارون اومده بود...
سردم بود...
پاهام یخ زده بود...
رسیدم خونه
از صدای مامان معلوم بود داشته گريه میکرده
لباسمو عوض نکرده رفتم پیشش...
باهاش صحبت کردم
دل شکستگی آزارش میداد...
بغلش کردم
محکم...
سرشو با دست چسبوندم به سینم
زد زیر گريه...
-گريه کن مامانم...گريه کن...من هستم...تا هروقت بخوای...محکم پیشتم...غصه نخور...

ادامه مطلب  

تغزلی در باران  

 
یک شب هوای گريه
یک شب هوای فریاد
امشب دلم ، هوای تو را کرده است
 
فوج اثیری درناها
در باران
شعری مهاجر است
که می­گذرد
و آن صدای زمزمه ­وار
که لحظه لحظه ،
به من،
نزدیک می­شود،
آهنگ بال بال شعرم
شعرم هوای نشستن دارد.
 
شب را
تا صبح
مهمان کوچه­ های بارانی
خواهم بود
و برگ برگ دفتر غمگینم را
در باران
خواهم شست
آن گاه شعر تازه­ ام را
ـ که شعر شعرهایم خواهد بود ـ
با دست­های شاعرانه­ ی تو،
بر دفتری که خالی است
خواهم نوشت
ای نام تو تغزل دیرینم،
در باران!


ادامه مطلب  

رها من  

دلم گرفته ای دوست! هوای گريه با منگر از قفس گریزم، کجا روم  کجا  من؟کجا روم، که راهی به گلشنی ندانمکه دیده بر گشودم به کنج تنگنا، مننه بسته ام به کس دل، نه بسته کس به من دلچو تخته پاره بر موج رها رها رها  منز من هرآنکه او دور  چو دل به سینه نزدیکبه من هر آنکه نزدیک  از او جدا  جدا  مننه چشم دل به سویی نه باده در سبوییکه تر کنم گلویی به یاد آشنا منز بودنم چه افزود؟ نبودنم چه کاهد؟که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من؟ستاره ها نهفتم در آسمان ابریدلم گ

ادامه مطلب  

روزها میگذرد از پی هم بی شکیب  

این چند روز بد نبود...از چهارشنبه تا اخر جمعه که عاااالی بود برام و اون اتفاقی که یه سال انتظارشو داشتم افتاد...راستش من تویه قرعه کشی شرکت کردم که الان 3 ساله داره انجام میشه و هنوز نوبته من نشده دیگه 5 نفر اخریم دوشنبه هم قرعه کشی انجام میشه خواهشا برام دعا کنید که این دفعه به اسم من در بیاد چون شدیدا به پولش احتیاج دارم...الان خواهرم داره اسباب کشی مییکنه منم الان خونشم اخر شب میرم خونه....خیلی کار تو خونه دارم خداکنه تا اخر شب به همش برسم...      

ادامه مطلب  

4 سالگی  

چند روز پیش سالگرد 4 سالگی وبلاگم بود ... باورم نمیشه که این همه ساله که این وبلاگ هست، 4 سال از زندگیمو از اردیبهشت 1391 تا الان ... این روزا کمتر می نویسم شاید چون زندگی اوضاعش بد نیس ... این وبلاگ بیچاره جای روزای بده ... دارم واسه کار و پست داک اپلای میکنم، خیلی دوس دارم که برم جورجیا تک ، مطمئنن سخت خواهد بود ولی فک میکنم که می ارزه 
این روزا ماه عسل ام می بیینم، از مزایا یا معایب از ایران اومدن بیرونه دیگه، چیزایی که هیچ وقت نمی دیدی رو الان می بین

ادامه مطلب  

 

بالاخره پاشویه و شیاف عمل كرد و حدود ده تبش قطع شد. شب قبلش كه خب نخوابیده بودم. صبح فرداش ناهار هم مهمون كامران بودیم خونه مامانش اینا البته، بازم استراحت نكرده بودم (البته رفتم بخوابم اونجا بعد از ناهار هم. پسرك شیر نمیخورد و نمیخوابید، دست مامان بود، اینقد گريه كرد نتونستم بخوابم رفتم گرفتمش).
خلاصه ده و نیم شب تب این قطع شد، پسرك هم خواب بود، منم رفتم یه كم خوابیدم تا یازده و نیم دوازده،  (هرچند كلا نق نقای دخترك پارازیت بود) ولی یه كم بهتر

ادامه مطلب  

شروعي دوباره  

بسم الله الرحمن الرحیم
صلی الله علی الباكین علی الحسین ع....سلام خدا بر گريه كنندگان حسین ع
من دوباره برگشتم..دلم میخواست حاجت اصلیمو میگرفتم و می اومدم اما خب صلاح خدا این بود كه تا الان ازدواجم جور نشه..
نمیدونم دوستانم كجا هستن الهه، فرزانه، رقیه و....امیدوارم هرجا هستید خوش باشید و شما تك تك اتون ازدواج كرده باشید...ان شاالله.
خداروشكر زیارت امام حسین ع نصیبم شد رفتم و اومدم و هفته دیگه هم محرمه...
این وبلاگ را ب احترام حضرت زهرا س ایجاد كردم.

ادامه مطلب  
صفحات ادامه نتايج:  1